حاج ملا هادي السبزواري
402
شرح مثنوى
( ( 3235 ) ) بهر اين بو گفت احمد در عظات * دايماً قرة عينى فى الصلاة ن 353 11 - ك 128 29 عظات : جمع عظه ، اصلش وعظ است ، چون عدة و وعد ، و هبة و وهب . قرة عينى : اشارت است به حديث نبوى كه حُبِّبَ إِلَيَّ مِن دُنياكُم ثَلاثٌ : اَلطَّيبُ وَالنِّساءُ وَقُرَّةُ عَينى فىِ الصَّلاةِ ( 1 ) . يعنى محبوب آمده است به سوى من از دنياى شما سه چيز : بوى خوش ، و زنان خوب ، و خنكى چشم من در نماز است . و خلاصهء تأويل آن است كه طيب رقيقه است از نفحات ربانيه . و نساء رقيقه است از انسان كامل كه آيت جامعه است . پس از اين جهت اين دو مطلوبند . پس خنكى و روشنى چشم در نماز است ، چون موجب نفحات ربانيّه و واردات قلبيه و اختلاسات روحيه شود كه بوهاى خوش حديقهء قدس ربانىاند . و لهذا فرمود : « بهر بوهاى ربانيه روشنى چشم در نماز است ، و الَصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِنِ ( 2 ) . و مناسبت مستقيم است و صلاة قرينه . و از ملايمات آن است كه حقايق مراد است و تبيين جهت مطلوبيت رقايق است . و اين بيان بنا بر رعايت قول مولوى است كه : بهر اين بو گفت . . . و وجه ديگر آن است از براى حديث ، كه صلاة از صله و وصل است . پس اشارت فرموده است كه اين آيات - چه صغريات و چه كبريات - بهر صلات و وصل است . و برد القلب و تشفّى كامل به آن است ، و وسيلهء آن نماز است . ليكن آن نماز تو قبول است كه در وقت قنوت دست برداشتنت از سر دنيا باشد . ( ( 3236 ) ) پنج حس با همدگر پيوسته اند * ز انك اين هر پنج ز اصلى رسته اند ن 353 12 - ك 128 30 پيوستهاند : چون فرمود : تا كه آن بو جاذب جانت شود تا كه آن بو نور چشمانت شود و در حديث شريف هم طيب ، قُوت قوّهء شامه است ، و جمال نساء - به اعتبار شكل - قوت باصره ، و صلاة قوت لطيفهء قلبيه است . و نبايد بعضى از اينها قوت و قوّت هر قوايى شوند . و هر يك از ديدنيها و شنيدنيها و بوييدنيها و غير اينها عالمى هستند جداگانه . چنان كه در صيقليات جدا مىشود ديدنى از شنيدنى و بوييدنى و غير اين دو تا . چه در اينها همين رنگها و شكلها و غير اينها از مبصرات بالذات و بالعرض واقع است . و در كوهها همين صدا مىافتد نه رنگ و شكل متكلم وصايت . و در آينه خيال و حس مشترك ، هر يك جدا از ديگرى مترايى مىشود . و در عقل كه ميزانى است صحيح ، كلَّى هر چيز به نحو خلوص از غير - اگر چه لوازم آن باشد - منقّى و مبرا از اغيار و اغبرهء علايق ، مُدرَك شود . لهذا اينجا مىفرمايد كه قواى نفس ناطقه همه پيوستهاند و مراتب يك حقيقتند . چه وحدت نفس انسيّه كه هيكل توحيد است ، وحدت عدديه نيست ، بلكه
--> ( 1 ) نسائى ، عشرة النساء 1 مسند احمد حنبل ، ج 3 ، ص 128 . . ( 2 ) اعتقادات مجلسى ص 201 . .